|
|
|
|
|
به سراغ من اگر می آیید نرم وآهسته بیایید
تا مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 20:51 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 13:54 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
نام ونام خانوادگی:فاطمه عزیزی
دانشگاه:علامه طباطبایی رشته:علوم اجتمایی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 13:47 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
گزارش جلسه ی پنجم:
این پرسش بوجود می آیدکه چه چیزی انسان شناسی را از عتوم دیگر جدا می کند.آن چیزی که علوم انسانی را ازسایر علوم جدا می کند رویکردش است. رویکرد: یعنی شیوه ای که به فرهنگ نگاه می کند وآن را تجزیه وتحلیل می کند بنابراین انسان شناسی دارای یک رویکرد انسانشناسانه است. تعاریف متعدد فرهنگ در علوم اجتماعیوانسانی
میباشد 3.علوم بر خلاف فلسفه بدنبال تعریف مانع وجامع نیستیم بلکه به دنبال ویزگیهاست .این ویزگیهامتغیرومتکثراست بنابراین نمی توان تعریف ثابت وکاملی ارائه کرد ( ریمون آرون:هیچ تعریفی برای جامعه شناسی وجود نداردجامعه شناسان تنها در این مورد با هم وجه مشترک دارند) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 22:25 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
حذف اضطراری ویایک ترم وحشت همانطورکه همه می دانیم اما به سادگی و بدون هیچ توجهی ازآن می گذریم ترس بسیاری دانشجویان از بعضی از درس ها ویا واضح تر بگویم ازاستادان آن درس ها می باشدترسی که آنها را مجبورمی کنددست به حذف اضطراری ویا حتی نمره نیاوردن آنها ازآن درس ودر نتیجه موجب اضطراب وافزایش نگرانی آنها شود چیزی که همیشه برای من از آغاز وارد شدنم به دانشگاه سوال بود وهنوزهم سوال هست این است که چرادانشجویان از درس مردم شناسی ترس وواهمه دارند آیا به خاطر پرسیدن استاد درسر کلاس هست یا نحوه ی پرسش استاد در سر کلاس ویا بدلیل نحوه ی نمره دادن اوست که همیشه دانشجویان را از این درس فراری می دهد وحتی آنها را وادار می کند که پیش رئیس دانشگاه ویا رئیس آموزش بروندکه فقط بتواننداین درس را به هرطریقی آن را حذف کنندوآموزش نیز با توجه به اینکه از اوضاع دانشجویان اطلاع دارنداین درس را در ترم دوم قرار می دهند چون دانشجویان در ترم دوم حق حذف درس درروز حذف واضافه وحتی حذف اضطراری را ندارند البته این را هم باید به صحبت هایم اضافه کنم که این استاد برای خودش قدرتی هست زیرا هیچ استادی جز استاد فرهادی درس مردم شناسی را ارائه نمی دهد از آنجایی که نقد یکی از نهادهای فرهنگ است وهمانطورکه دکترفاضلی فرمو - دند دانشجو باید تفکرانتقادی داشته باشد من هم می خواهم با نگاهی منتقدانه به این مسئله که فکر دانشجویان عزیز مارا مختل کرده است ووحشت را در طول یک ترم در دل دانشجویان قرار داده است بنگرم در واقع هنوزهم خیلی از دانشجویان ورودی83 هستند که این درس را گذاشته اندبرای ترم آخرشان تا بگذرانند وقتی از آنها می پرسیدم چرا می گفتند استاد دیگر مجبوراست که به دانشجویان ترم آخرنمره ی قبوتی را بدهد حتی جالب تراز همه باید بگویم که بسیاری ازدانشجویان هستندکه به هنگام وارد شدن استاد به کلاسش وبستن درکلاس پشت درکلاس استاد صف می بندند تا ببینند استاد درس می پرسد یا نه..... چون اگر درس بپرسد آنروز ترجیح می دهندکه غیبت کنند چون استاد شیوه ی زیبایی برای درس پرسیدن دارند این است که دانشجویان را به صورت صفی مرتب درکنار هم قرار می دهدودرهرجلسه ازآنها سوال می پرسد و وای به حال آن دانشجویی که نتواند به یکی از سوال های استاد جواب درست دهدو حتی بسیاری هم هستندکه ساعت بعدی کلاس دارنداما به محض تمام شدن کلاس استاد از دانشجویانی که ساعت قبل درس مردم شناسی را با استاد گذراندند پرس و جو می کنندکه آیا استاد درس پرسیده است یا نه..... و اگر پرسیده چه سوال هایی پرسیده تا بروند جواب آن سوال ها را پیدا کنند وحفظشان کنند از آنجایی که در زندگی(دانشجویی) هر دانشجواین اتفاق ها ی متعدد رخ می دهد به نظر من این یکی از مهمترین رخدادهای زندگی یک دانشجوی کارشناسی دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی است ومنابعی که توانستم از آن بهره بگیرم برای همه ی این چانه زنی ها ترس ها و نگرانی های دانشجویان در مورد این درس وحتی گفت وگوبا آنها برای چاره اندیشی مشکلات این درس. با تشکر |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 22:27 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
امروزسه شنبه است وبعد ازگذراندن سه کلاس در حال رفتن به خانه و دریک تاکسی با نور خیلی کمی درحال نوشتن گذارش جلسه ی سوم کلاس دکترفاضلی هستم امروز استاد به محض وارد شدن به کلاس درمورد وبلاگمان ازما پرسیدندوهمینطوردر مورد تحقیقمان موضوع -های زیادی را مطرح کردند وبرای جلسه ی آینده هم باید موضوع تحقیق را همراه با دو صفحه تعریف مسئله حاضر کنیم در آخروقت کلاس استاد در مورد شاخصه های دانشجوی آکادمیک صحبت کردندو جمله ی زیبایی که در کلاس انسانشناسی در ذهنم مانده است این است (کارکرداصلی فرهنگ دانشگاهی شکل دادن هویت دانشگاهی اعضای یک دانشگاه است) گذارش جلسه ی سوم کلاس انسانشناسی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 23:55 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
نگرانی هرگز اندوه فردارا زایل نخواهدکرد فقط امروز را ازشادی تهی می کند درنظربسیاریعشق وتعهدمنبع عظیم تنگنا واضطراب است ما نگران درستی ونادرستی انتخابهایمان هستیم آیا این مناسبت نافرجام نخواهدبود؟آیا آسیب خواهیم خورد؟اگر آنچه راهستیم صمیمانه فاش کنیم آیا شایستگی خود را از دست نخواهیم داد؟ به عبارت دیگرآنقدرخودمان را نگران می کنیم و رمق خود را می کشیم که عشق ازیادمان می رود و به گونه ای به تنگنا ونیروی بازدارنده و منبع فشار تبدیل می شود. نوددرصد آنچه نگرانش هستیم هرگز روی نخواهد داد.این را تجربه ی مستقیم خودمان برما ثابت کرده است. با این حال انچنان به نگرانی های خود چسبیده ایم که گویی تمام دارو ندار مان هست مسا له های کوچک مارا به لرزه می افکند ومسا له های بزرگ به کلی تاروپودمان راازهم می گسلد.به ندرت وجه مثبت در چیزی می جوییم واگر هم بجوییم اول روی منفی سکه را می بینیم بعد به روی دیگر ان فکر می کنیم.هزارو یک دلیل برای نگرانی داریم چه مدام به چیزها وکسانی که ممکن است به ما آسیب برسانند می اندیشیم. نگرانی همه مان را سرکارمی گذارد.برزندگی هامان چنگ می اندازد. دلهامان را تهی وخودمان را از تجربه هایی که میتوانستیم از سربگذرانیم محروم می کند.نمی گویم شنگول وبی خیال وبی قید باشیم.می گویم نگرانی های معقول را ازنگرانی های خیالی وبی اهمیت تفکیک می کنیم. زاده عشق- لئوبوسکالئا |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 22:40 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
تا وسعت بزرگیت را درک کنم و از آسمان تا ابرهای دلت را بشمارم وسوز نگاهت را از یاد ببرم
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 21:22 توسط
|
|
||